دندانپزشکی
چند وقتی بود که مامان وقتی برام مسواک میزد به یکی از دندونهام مشکوک شده بود و هر بار من باید مدت طولانی دهنم رو باز نگه میداشتم تا مامان اون دندونم رو معاینه کنه و هر بار محکم روی اون رو مسواک میکرد تا سیاهی که میدید از بین بره ولی هیچ فرقی نمیکرد مامان هم نمیخواست باور کنه که دندون من خراب شده باشه. خلاصه راضی شد که من رو ببره دندانپزشکی. وقتی آقای دکتر گفت که دو تا دندون سطحی برای پر کردن دارم مامان خیلی حالش بد شد و اومدیم خونه و گریه میکرد و میگفت که من هر شب برای زهرا مسواک میزنم چرا باید اینجوری بشه. آقای دکتر گفت شاید دخترتون همکاری نکنه چون خیلی کوچیکه ولی وقتی من رو معاینه کرد گفت نه خوب همکاری کرد امیدوارم برای پرکردن هم آروم با...
نویسنده :
مامان الهه
4:24










